ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

80

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اين گستاخى را كرده و اين سر و صداها را به راه انداخته ؟ » بسيارى از هنديان كشته شدند و نشانه‌هاى پيروزى مسلمانان آشكار گرديد . پادشاه هند كه چنين ديد اسبى كه پيش از آن داشت فرا خواند و سوار شد تا بگريزد . بزرگان اصحاب او گفتند : « تو سوگند ياد كرده‌اى كه ما را تنها نگذارى و نگريزى . » اين را كه شنيد ، از اسب فرود آمد و سوار بر فيل خود شد و بر جاى خويش ماند ، در حالى كه جنگ به سختى ادامه داشت و ياران او كشته بسيار داده بودند . سر انجام مسلمانان به پادشاه هند رسيدند و او را گرفتند و اسير كردند . با گرفتارى پادشاه هند ، شماره كشته‌شدگان و اسيران در ميان هندوان رو به فزونى نهاد و جز اندكى از آنان رهائى نيافت . وقتى آن هندى را پيش شهاب الدين آوردند ، حاضر نشد كه در برابر او به خاك افتد . از اين رو يكى از پرده‌داران شهاب الدين ريش او را گرفت و چنان به سوى زمين كشاند كه پيشانى او به زمين خورد . آنگاه او را در برابر شهاب الدين نشاند . شهاب الدين از او پرسيد : « اگر تو مرا گرفتار مىساختى چگونه با من رفتار مىكردى ؟ » . آن كافر پاسخ داد :