ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

33

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ملك عادل ، اين قرار را با برادر خود ، صلاح الدين ، در ميان گذاشت . صلاح الدين آن را پسنديد و موافقت كرد . ولى وقتى خبر آن انتشار يافت ، كشيشان و اسقف‌ها و راهبان گرد آمدند و پيش خواهر پادشاه انگلستان رفتند و او را نكوهش كردند و از انجام اين كار بازداشتند . آن خانم هم از تن دادن به اين زناشوئى خوددارى كرد . مىگفتند اشكال ديگرى مانع انجام اين امر بوده است . خدا بهتر مىداند . پس از اين پيشامد ، ملك عادل و پادشاه انگلستان يك ديگر را ملاقات مىكردند و درباره صلح به گفت و گو مىپرداختند . يك بار پادشاه انگلستان از ملك عادل خواست كه ساز و آواز مسلمانان را بشنود . ملك عادل نيز زن خنياگرى را كه چنگ مىنواخت ، دعوت كرد . او آوازى خواند و آهنگى نواخت كه پادشاه انگلستان آن را پسنديد . ولى گفت و گوى صلاح ميان ملك عادل و پادشاه انگلستان به جائى نرسيد و پادشاه انگلستان از اين كار جز نيرنگ و فريب انديشه ديگرى نداشت . بعد ، وقتى فرنگيان آشكار كردند كه مىخواهند به بيت - المقدس روى آورند ، صلاح الدين بار و بنه خود را در نطرون گذاشت و خود تنها با عده‌اى از ياران زبده خويش رهسپار رمله شد .