ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
286
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
فرستاد . در اين باره پيك و پيامهائى ميان ايشان ، همچنان رد و بدل مىشد تا ماه شعبان كه ملك افضل سرانجام دژ را به دو سپرد و در برابر آن قريههائى يا پولى به عوض خواست . ولى ملك ظاهر به دو هيچ نداد . و اين زشتترين كارى بود كه از فرمانروائى سرزد . چون به خاطر دژى تنگ و كوچك مانند قلعه نجم مزاحم برادرش شد با وجود اين كه خود شهرهاى بسيار داشت و برادرش هيچ نداشت . اما هنگامى كه ملك عادل سروج و رأس عين را از ملك افضل گرفت ، ملك افضل مادر خود را به پيش او فرستاد تا از او خواهش كند كه آن نواحى را به وى برگرداند . ولى ملك عادل شفاعت اين خانم را نپذيرفت و او را دست خالى و سرافكنده باز گرداند . در اينجا خانواده صلاح الدين تقاص كارى را پس مىدادند كه پدرشان با خاندان اتابكى كرده بود ، چون صلاح الدين در سال 580 كه در صدد محاصره موصل بر آمد ، فرمانرواى موصل مادر خويش و دختر عموى خود ، نور الدين محمود ، را پيش او فرستاد تا از او خواهش كنند كه از اين محاصره دست بردارد و برگردد . صلاح الدين ، ميانجيگرى آن دو خانم را نپذيرفت . آنچه او كرد درباره فرزندانش كردند و اينك مادر ملك افضل كه زن صلاح الدين بود سرشكسته برگشت همچنانكه صلاح - الدين آن دو خانم را سرشكسته برگرداند . ملك افضل كه ديد عموى او و برادرش آنچه در دستش بود