ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
282
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
محمد بن چربك نيز اعتماد كرد و پيش ايشان رفت . همين كه بر او دست يافتند ، خونش را ريختند و آنچه داشت گرفتند . شهاب الدين از شنيدن اين خبر بهم بر آمد و نگران شد . ميان او و خوارزمشاه پيك و پيامهائى درباره صلح رد و بدل گرديد ولى صلح برقرار نشد . شهاب الدين چون مىخواست به غزنه بازگردد ، برادرزاده خود ، الب غازى ، را در هرات گماشت . فلك الملك علاء الدين محمد بن ابو على غورى را هم به شهر فيروزكوه منصوب ساخت و جنگ خراسان و همه كارهاى مربوط بدان حدود را بر عهده او گذاشت . محمود ، پسر برادرش غياث الدين ، نيز به نزد او آمد ، شهاب الدين او را والى شهرهاى بست و اسفزار و آن نواحى ساخت و او را از همه كارهاى سلطنتى كه پدرش داشت بر كنار نگاه داشت چون شايستگى جانشينى پدر را نداشت و پس از پدرش با هيچيك از افراد خاندان او نيز خوب رفتار نكرد . از جمله كارهائى كه كرد اين بود كه غياث الدين زنى خنياگر داشت كه شيفتهاش شده و با وى زناشوئى كرده بود . همين كه غياث الدين از جهان رفت ، محمود ، اين خانم را بازداشت كرد و او و پسرش غياث الدين و شوهر خواهرش را به سختى مضروب ساخت و اموال و املاكشان را گرفت و آنان را به سرزمين هند فرستاد در حالى كه به بدترين وضع در آمده بودند . زن غياث الدين مدرسهاى بنا كرده و پدر و مادر و برادر خويش