ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
278
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
براى مبارزه با ايشان لشكرى از قلعه بارعيه ، كه تعلق به صاحب ماردين داشت ، فرود آمد تا راه رسيدن خواربار به لشكر ملك عادل را قطع كند . از اين رو ، گروهى از لشكر ملك عادل به سر وقت ايشان شتافتند و با آنان سرگرم پيكار شدند . در اين جنگ لشكر بارعيه شكست سختى خورد و گريزان گرديد . اين تركمانان به خرابكارى پرداختند و راه را در آن ناحيه بريدند و تباهى بسيار به بار آوردند . چنان كه پيمودن راه جز براى گروهى كه سلاح داشتند ، آسان نبود . گروهى از لشكر ملك عادل به رأس عين رفتند تا راه را اصلاح و دست تبهكاران را كوتاه سازند . پسر ملك عادل مدتى در آن جا ماند ولى به مقصود خود نرسيد . بعد ، ملك ظاهر غازى بن صلاح الدين يوسف ، فرمانرواى حلب ، براى برقرارى صلح ميانجيگرى كرد و نامهاى به عموى خويش ، ملك عادل ، در اين باره نوشت . ملك عادل پيشنهاد آشتى را پذيرفت بر اين پايه كه صاحب ماردين يكصد و پنجاه هزار دينار - كه هر دينارش معادل يازده قيراط از دينار اميرى صرف مىشد - به دو بپردازد و در شهرهاى خويش به نام او خطبه بخواند و اسم او را نيز بر سكههاى خود ضرب كند . لشكر ماردين هم هر وقت كه ملك عادل خواست ، در خدمتش باشد .