ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
251
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اين رو دستور داد خون كسانى را كه به دفاع از قريه برخاسته بودند بريزند و اموالشان را تاراج كنند و خانوادههايشان را اسير سازند . بعد قريه را ويران ساخت و به صورتى در آورد كه ديگر پرنده در آن جا پر نمىزد . سپس به گناباد رفت . گناباد از شهرهايى بود كه همه مردمش مذهب اسماعيلى داشتند . شهاب الدين در آن جا فرود آمد و شهر را محاصره كرد . فرمانرواى قهستان كه وضع را چنين ديد براى غياث الدين پيام فرستاد و از دست برادرش شهاب الدين شكايت كرد و گفت : « ما با يك ديگر پيمان بسته بوديم . از من مگر چه سر زد كه شهر مرا محاصره كردى ؟ » اسماعيليانى هم كه در گناباد بودند ، از شهاب الدين سخت ترسيدند و از او زنهار خواستند تا از شهر بيرون روند . او نيز به ايشان امان داد و بيرونشان كرد و شهر را گرفت و به يكى از اميران غورى سپرد كه در آن جا نماز و شعائر اسلامى را بر پا ساخت . شهاب الدين از آن جا رفت و در پاى يكى ديگر از دژهاى اسماعيليان فرود آمد . در آن جا فرستاده برادرش ، ملك غياث الدين ، به حضورش رسيد و گفت : « من فرمانى از سلطان دارم . اگر آن را اجرا كنم خشمگين نخواهى شد ؟ »