ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
245
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
نيابت مىكرد و دلش نمىخواست كه غياث الدين بر خراسان بتازد . از اين رو هنگامى كه غياث الدين وى را به نزد خود فرا خواند و با او در اين باره به كنكاش پرداخت ، غياث الدين به دو توصيه كرد كه از حمله به خراسان خوددارى كند و از رفتن بدان استان چشم پوشد . غياث الدين ازين اظهار نظر بدش آمد و خواست او را از خويش دور كند . بعد ، او را ترك گفت . شهاب الدين در ماه جمادى الاول اين سال با سپاهيان خود و لشكر سيستان رسيد . آنان وقتى به ميهنه رسيدند كه قريهاى ميان طالقان و كرزبان بود ، نامه امير چقر نگهبان مرو براى شهاب الدين آمد كه او را به مرو خوانده بود تا مرو را تسليم وى كند . شهاب الدين از برادر خود ، غياث الدين ، براى اين كار اجازه خواست . ملك غياث الدين نيز اجازه داد . و شهاب الدين به سوى مرو رهسپار گرديد . مردم مرو با لشكر خوارزم از شهر بيرون شدند و با او به جنگ پرداختند . شهاب الدين به ياران خويش فرمان داد كه بر آنان حمله برند و در پيكار با ايشان بكوشند . آنان نيز به مردم مرو چنان حمله سختى بردند كه همه را به درون شهر خويش راندند . بعد ، با فيلانى كه داشتند شروع به پيشروى كردند تا به ديوار شهر نزديك شدند .