ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
227
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ملك افضل نيز چنين كرد و از بلبيس بيرون رفت و در محلى خارج از آن نواحى ، كه سائح خوانده مىشد ، اردو زد . ولى ملك افضل نتوانست در برابر ملك عادل ايستادگى كند و گريخت و شبانه وارد قاهره شد . در آن شب قاضى فاضل عبد الرحيم بن على بيسانى ، كه وزارت صلاح الدين و رياست دبيرخانه او را داشت ، درگذشت . ملك افضل براى نماز به جنازه او حضور يافت . ملك عادل بر قاهره فرود آمد و آن جا را محاصره كرد . ملك افضل سردارانى را كه در نزد خود داشت گرد آورد و با ايشان به كنكاش پرداخت و ديد همه زبونى و ناتوانى نشان مىدهند و مايل به تسليم هستند . از اين رو فرستادهاى را به نزد عموى خود روانه كرد تا با او درباره صلح و واگذارى آن شهر ، و گرفتن عوض در برابر آنها ، مذاكره كند . ضمنا در برابر واگذارى مصر ، دمشق را خواست . ولى ملك عادل اين درخواست را نپذيرفت . ملك افضل خواهش خود را كم كرد و حران و رها را خواست . اما ملك عادل با اين درخواست نيز موافقت نكرد . ملك افضل پائينتر آمد و ميافارقين و حانى و جبل جور را خواست . ملك عادل اين درخواست را پذيرفت و بر اين قرار سوگند ياد كردند .