ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

200

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

آگاهى يافت و ديد كه پى در پى برايش كمك مىرسد ، نگران شد و براى مملوكان ناصرى ، كه در بيت المقدس بودند ، پيام فرستاد و آنان را به نزد خويش فرا خواند . آنان در پايان ماه شعبان به راه افتادند . ملك افضل ، همين كه خبر حركت ايشان را شنيد ، اسد الدين شير كوه ، صاحب حمص ، را همراه با گروهى از سرداران به سراغشان فرستاد تا راه را بر ايشان بربندند و از حركتشان جلوگيرى كنند . ولى آنها راه خود را عوض كردند و از راه ديگرى آمدند . در نتيجه ، توانستند در پنجم ماه رمضان وارد دمشق شوند . به ورود ايشان ، ملك عادل دلگرم شد و توانائى بسيار يافت . بر عكس ، ملك افضل و همراهانش از گرفتن دمشق نا اميد شدند . در ماه شوال لشكريان دمشق از شهر بيرون رفتند و به سپاهيان مصرى حمله بردند . ولى چون ديدند كه آنان از جنگ كناره مىگيرند ، بى نتيجه بازگشتند . لشكريان ملك افضل در برابر دمشق مانده بودند و ميان توانائى و ناتوانى به سر مىبردند . گاهى در انديشه حمله مىافتادند و گاهى از اين انديشه بر مىگشتند تا اين كه ملك عادل به دنبال پسر خود ، ملك كامل محمد ، فرستاد . ملك كامل ، چنان كه ما به خواست خداى بزرگ ، در جاى خود شرح خواهيم داد ، در اين هنگام از ماردين رفته بود و در حران