ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

19

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

از اين رو ، صلاح الدين ، براى مسلمانان عكا پيام فرستاد و دستور داد كه همه با هم ، يك دل و همدست ، از شهر بيرون شوند و از راه دريا به راه افتند و ناگهان همه بر دشمن حمله برند . عكا را نيز با آنچه در شهر دارند ترك گويند . صلاح الدين ، ضمنا وعده داد كه با لشكر خود به آن قسمت كه مردم عكا بيرون مىروند خواهد تاخت و با فرنگيان جنگ خواهد كرد و بدين گونه دشمنان را سرگرم خواهد ساخت تا مسلمانان عكا به وى بپيوندند . وقتى اين دستور به مردم عكا رسيد شروع به كار كردند ولى به جاى اينكه طبق دستور صلاح الدين ، آنچه دارند در شهر بگذارند و فقط در صدد نجات خود باشند ، همه سرگرم جمع كردن اموال خود شدند و از اين كار فراغت نيافتند تا وقتى كه صبح دميد و فرصت كارى كه مىخواستند انجام دهند از دست رفت . صبح دريافتند كه از نگهدارى شهر عاجزند . فرنگيان نيز با تمام تجهيزات و امكانات خود شروع به حمله و پيشروى به سوى شهر كردند . كسانى كه در عكا به سر مىبردند بر فراز ديوار شهر آمدند و پرچم‌هاى خود را تكان دادند تا مسلمانان آنها را ببينند . تكان دادن پرچم نشانه آن بود كه براى ايشان دردسرى پيش آمده است . مسلمانان وقتى آن را ديدند فرياد بر آوردند و به ناله و زارى پرداختند و از همه سو به فرنگيان حمله بردند به گمان اين كه بر اثر اين حمله ، فرنگيان از پيشروى به سوى عكا باز ميمانند .