ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

185

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

خوارزمشاه هر شب بر آنها مىتاخت و گروهى از آنها را مىكشت . از سربازان داوطلب نيز گروه بسيارى براى خوارزمشاه رسيدند و او همچنان بر ختائيان حمله مىبرد تا بيشترشان را از پاى در آورد . بقيه شكست خوردند و به شهرهاى خويش برگشتند . خوارزمشاه نيز به دنبالشان رفت و آهنگ بخارا كرد و اين شهر را در ميان گرفت . مردم بخارا در برابرش ايستادگى كردند و به دستيارى ختائيان با او جنگيدند . حتى سگى يك چشم را گرفتند و به او قبا و كلاه دراز پوشاندند و گفتند : « اين خوارزمشاه است . » زيرا خوارزمشاه نيز يك چشم بود . سگ را بر فراز ديوار شهر گرداندند ، بعد با منجنيق به سوى لشكر خوارزمشاه پرتاب كردند و گفتند : « اين سلطان شماست . » خوارزميان نيز مردم بخارا را دشنام مىدادند و مىگفتند : « اى لشكريان كفار ، شما از اسلام برگشته‌ايد . » اين شيوه همچنان پايدار بود تا خوارزمشاه ، پس از چند روز ، شهر را با خشونت گرفت . ولى از گناه مردم شهر درگذشت و ايشان را بنواخت و مبلغى گزاف ميانشان پخش كرد . مدتى نيز در بخارا ماند . سپس به خوارزم بازگشت .