ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

131

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

وقتى كه فرنگيان گريختند ، يعقوب سر در پى ايشان نهاد و ديد قلعه رياح را كه تازه گرفته بودند ، از بيم جان خود رها كرده و رفته‌اند . آن قلعه را گرفت و يك نفر را به حكومت آن گماشت . قشونى را نيز مأمور نگهدارى آن كرد و به شهر اشبيليه بازگشت . اما الفونس پس از شكستى كه خورد ، سر خود را تراشيد و صليب خود را شكست و خرى را سوار شد و سوگند ياد كرد كه ديگر نه اسب سوار شود و نه استر ، مگر زمانى كه مسيحيان پيروزى يافته باشند . از اين رو ، براى جنگ با مسلمانان ، گروه‌هاى بسيارى را گرد هم آورد . وقتى اين خبر به گوش يعقوب رسيد ، كسانى را به شهرهاى غرب مراكش و ساير نواحى فرستاد تا مردم را طورى به جهاد دعوت كنند كه همه بدون اكراه در آن شركت نمايند . در نتيجه ، گروه بسيار انبوهى از سربازان داوطلب و مزدور بر او گرد آمد . يعقوب با اين لشكر انبوه به جنگ فرنگيان شتافت . دو سپاه در ماه ربيع الاول سال 592 به هم رسيدند و جنگ كردند . در اين جنگ نيز فرنگيان شكست سختى خوردند و مسلمانان از پول و مال و سلاح و چارپايان و غيره ، هر چه فرنگيان داشتند به غنيمت گرفتند .