ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

5

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اين كشمكش در ميان آنان همچنان ادامه داشت تا اينكه بالاخره امير حسن زمام امور دولت خود را به سردارى كه از ياران پدرش بود سپرد . با انتصاب اين مرد كه ابو عزيز موفق نام داشت كارها سر و سامان يافت و كشمكش‌ها از ميان رفت . كشته شدن امير الجيوش درين سال - در بيست و سوم ماه رمضان - امير الجيوش افضل بن بدر جمالى كه وزير مقتدر و متنفذ مصر بود ، كشته شد . او بنا بر رسمى كه به مناسبت اعياد معمول مىداشت ، سوار بر اسب شده و به سوى انبار اسلحه روانه گرديده بود تا سلاح‌هائى را ميان افراد قشون تقسيم كند . گروه بسيارى از سربازان پياده و سوار نيز همراهش بودند . افضل در راه از گرد و غبارى كه در اثر حركت همراهان وى برمىخاست معذب شد و دستور داد كه از او فاصله بگيرند . بنا بر اين همراهان وى عقب ماندند و خود با دو نفر ديگر جلو افتاد . در بازار صيقل كاران دو نفر ناشناس پيش آمدند و با كارد به او حمله كردند و ضرباتى زدند و مجروحش ساختند . نفر سومى هم از پشت رسيد و با كارد ضربه‌اى به تهيگاه او زد . امير الجيوش در اثر اين ضربات تعادل خود را از دست داد و از اسب سرنگون گرديد . در اين وقت كسان وى رسيدند و آن سه نفر ضارب را كشتند و او را كه شديدا مضروب شده بود به خانه‌اش بردند . خليفهء مصر - الآمر به احكام الله - بر بالينش حاضر شد و از اين واقعه اظهار تاسف و همدردى كرد . آنگاه از اموال وى استفسار فرمود . امير الجيوش به ابو الحسن بن اسامه كه إله حلب بود و پدرش