ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
38
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
دبيس ، وقتى از اين موضوع آگاه شد ، از در مسالمت در آمد و كوشيد كه عطوفت و رضايت خليفه را جلب كند ولى از كوشش خود نتيجهاى نگرفت . خليفه به او پاسخى نداد . و خيمههاى خليفه در بيستم ذى الحجهء سال 516 به قصد جنگ با دبيس ، از شهر بيرون رفت . مردم كه خليفه مسلمين را آماده كارزار يافتند ، ندا دادند : « فرياد ، فرياد ، جنگ ، جنگ ! » بدين ترتيب فرياد و فغان مردم زياد شد و گروهى كثير از مردم ، كه از غايت بسيارى ، شماره آنان معلوم نبود همراه خليفه براى جنگ از شهر خارج شدند و از دجله عبور كردند . خروج خليفه از بغداد در بيست و چهارم ذى الحجه صورت گرفت . خليفه قباى سياه در بر و عمامه سياه بر سر داشت . روسرى هم از زير عمامه سرازير شده و پشت و پهلوهاى گردن او را پوشانده بود . بر دوش او نيز پارچهاى از برد يمانى ديده مىشد . عصائى در دست داشت و دايرهاى آهنين ، مانند سينى ، نيز بر ميان بسته بود . او در خيمههائى كه برايش بر پا كرده بودند فرود آمد . همراهان وى ، نظام الدين احمد بن نظام الملك ، وزير او ، و نقيب الطالبين ، و نقيب النقباء ، على بن طراد ، و شيخ الشيوخ صدر الدين اسماعيل و جمعى ديگر از بزرگان بودند . امير آقسنقر برسقى نيز با قشون خود در قريهء چهار طاق فرود آمده بود . او و سپاهيانش وقتى خبر بيرون آمدن خليفه از بغداد را شنيدند به خدمتش روانه شدند . همين كه چشمشان به شمسهء سراپردهء خليفه افتاد همه از اسبهاى خود پياده شدند و از دور زمين را بوسه دادند . درين وقت سال 516 هجرى پايان يافت و سال 517 فرا رسيد . خليفه براى ديدن هلال ماه محرم ، در حديثه - واقع در ساحل