ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
37
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
دبيس بن صدقه پس از يادآورى اين مطالب در نامه خود خليفه را تهديد كرده بود كه به قصد تلافى ، بغداد را غارت خواهد كرد و با خاك يكسان خواهد ساخت . اين تهديدات را به جائى رسانده بود كه خليفه كاسه صبرش لبريز شد و به خشم آمد و به آقسنقر برسقى كه آن زمان در تبريز اقامت داشت نوشت كه با دبيس بجنگد و كار او را يكسره كند . امير آقسنقر نيز در ماه رمضان سال 516 هجرى قمرى بدين كار اقدام نمود . خليفه عباسى ، المسترشد باللّه ، نيز از بغداد اقدام كرد و از نيروهاى مختلف كمك خواست . لذا سليمان بن مهارش ، صاحب حديثه ، با افراد قبيلهء عقيل و همچنين قرواش بن مسلم و ديگران با سپاهيان خود براى كمك به - خليفه در جنگ با دبيس بن صدقه حاضر شدند . دبيس بن صدقه نيز قشونى به نهر الملك فرستاد و آن نواحى را غارت كرد . كسان او از هيچگونه تباهكارى دريغ نورزيدند و كار را به - جائى رساندند كه مردم آن نواحى ناچار خانههاى خود را رها كردند و به بغداد روى آوردند و دادخواهى نمودند . خليفه عباسى فرمان داد در بغداد جار بزنند كه هيچكس از متابعت سپاهيان اسلام تخلف نورزد و هر كس كه سپاه و سپاهيگرى را دوست دارد ، براى جنگ آماده شود . در نتيجه ، مردم بسيارى آمادگى خود را اعلام داشتند و حاضر شدند . خليفه نيز ميان آنان اموال و اسلحه بسيار تقسيم كرد .