ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

26

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و به خاطر او خدا و تمام بندگان خدا را به خشم آورده‌اى . » امير مظفر نيز كه چنين خيانتى از دبيس ديد ، به واسطيان گرائيد و طرفدار آنان شد . دبيس ، وقتى شنيد كه مردم واسط چه بلائى بر سر قشون او آورده‌اند ، دست به تباهكارى و بيدادگرى گذاشت . در همان اوقات به او خبر رسيد كه سلطان محمود برادر او منصور را كه به عنوان گروگان پيشش بود ، كور كرده است . به شنيدن اين خبر موى خود را كند و لباس سياه پوشيد و از روى خشم به غارت شهرها پرداخت و آنچه خليفه در نواحى نهر الملك داشت تصرف كرد و كار به جائى رسيد كه مردم خانه‌هاى خود را ترك كردند و به بغداد پناه بردند . درين وقت قشون واسط عازم نعمانيه شد ، سپاهيان دبيس از آنها عقب بودند ولى سرانجام بر آنها دست يافتند . و در جنگى كه ميانشان در گرفت پيروزى نصيب واسطيان گرديد . خليفه به آقسنقر برسقى كه در تبريز بود پيشنهاد كرد كه به - جنگ با دبيس اقدام كند . آقسنقر عازم پيكار با او گرديد و ما راجع به اين جنگ كه در ماه رمضان اتفاق افتاد ، ان شاء اللّه تعالى ، بعد صحبت خواهيم كرد . كشته شدن سميرمى درين سال ، كمال ابو طالب سميرمى ، وزير سلطان محمود ، در آخر ماه صفر كشته شد . او تصميم گرفته بود كه همراه سلطان محمود به همدان برود . لذا اول به حمام رفت . پس از استحمام و آمادگى براى سفر به راه افتاد در حالى كه تنى چند از گماشتگانش در جلوى او حركت مىكردند .