ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

141

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

توابع آن ، و ساير شهرهايى كه تصرف كرده بود ، فراغت يافت و امور آن نواحى را نظم و نسق بخشيد ، به موصل و ديار جزيره ابن عمر بازگشت تا لشكريان او بياسايند و خستگى را از خود دور كنند . پس از استراحت كافى به آنان فرمان داد كه براى جهاد با كافران مجهز شوند . وقتى قشون او از لحاظ نفرات و اسلحه آماده جنگ شد ، به - شام برگشت و عازم حلب شد . درين قشون كشى عزم خود را جزم كرد كه به قلعهء اثارب حمله‌ور شود و آن جا را محاصره كند زيرا از اين قلعه زيان بسيار متوجه مسلمانان مىگرديد . اين قلعه در سه فرسنگى ميان حلب و انطاكيه قرار داشت . فرنگيانى كه در اين قلعه به سر مىبردند از تمام توابع قسمت غربى حلب استفاده مىكردند حتى از آسيائى كه متعلق به مردم حلب بود و در نزديك باب الجنان ، يكى از دروازه‌هاى حلب ، قرار داشت ، و ميان اين آسيا تا شهر حلب فقط به اندازهء عرض جاده فاصله بود . مردم حلب از دست فرنگيانى كه در قلعهء اثارب اقامت داشتند زيان بسيار مىديدند و روزگار به سختى مىگذراندند زيرا فرنگيان هر روز به آنان حمله مىبردند و اموالشان را غارت مىكردند . وقتى اتابك شهيد ، عماد الدين زنگى اين حال را مشاهده كرد بر آن شد كه قلعهء اثارب را محاصره كند . لذا با قشون خود به قلعه رفت و در آنجا فرود آمد . وقتى فرنگيان از حركت او خبردار شدند دانستند كه اين واقعه از وقايعى است كه دنباله‌اى نخواهد داشت و تكرار نخواهد گرديد و هرطور كه تمام شود ، جبران‌پذير نخواهد بود . بدين جهة تمام سربازان سوار و پيادهء خود را گردآورى كردند و آماده جنگ ساختند و در استفاده از هيچ يك از نيروها و امكانات جنگى خود كوتاهى ننمودند .