ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

116

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

522 وقايع سال پانصد و بيست و دوم هجرى قمرى تسلط اتابك عماد الدين زنگى بر شهر حلب در اين سال ، در اول محرم ، اتابك عماد الدين زنگى بن آقسنقر بر شهر حلب و قلعهء آن دست يافت . اينك ببينيم كه سبب دست يافتن او بر اين شهر چگونه بوده است : ما تسلط برسقى را بر شهر حلب و قلعهء آن در سال 518 شرح داديم . و گفتيم كه پسرش عز الدين مسعود از طرف وى زمام حكومت شهر را در دست گرفت . وقتى كه برسقى كشته شد ، مسعود از شهر حلب به موصل رفت و آنجا را نيز تحت فرمان خويش در آورد . آنگاه اميرى را كه « قومان » نام داشت به نيابت از طرف خود مأمور ادارهء امور حلب ساخت . چندى بعد ، امير ديگرى به نام « قتلغ‌ابه » را به حكومت حلب گماشت و او را بدانجا فرستاد و به قومان نيز فرمان داد كه شهر و كارهاى شهر را تحويل او دهد . وقتى قتلغ‌ابه به حلب رفت و مأموريت خود را ابلاغ كرد ، قومان گفت : « ميان من و عز الدين مسعود نشانه‌اى است . من آن نشانه را نديدم . و تا وقتى كه آن را نديده‌ام شهر را تسليم نخواهم كرد . » نشانه ميان عز الدين مسعود و امير قومان تصوير يك آهو بود . و امير مسعود بسيار خوب نقاشى مىكرد . قتلغ‌ابه پيش امير مسعود برگشت كه آن نشانه را از او بگيرد و براى امير قومان ببرد .