ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

113

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ولى شهرهاى رها و سروج و بيره [ ( 1 ) ] و ساير نواحى آن حدود همه در اختيار فرنگيان بود و مردم حران از دست فرنگيان صدمهء بسيار مىديدند و در تنگنائى سخت گرفتار شده بودند ، زيرا سلطان مقتدرى نداشتند كه از شهر و مردم شهر حمايت كند و گزند دشمنان را از جانشان دفع نمايد . بنابر اين همين كه عماد الدين بدان شهر نزديك شد ، اهالى شهر براى استقبال از او و لشكريان او بيرون آمدند و فرمانبردارى او را به گردن گرفتند و شهر را تسليم او كردند . عماد الدين پس از تسلط به حران رسولى را به نزد جوسلين فرمانرواى رها و ساير شهرهاى آن حدود فرستاد و نامه‌اى به او نگاشت و براى مدت كوتاهى درخواست متاركهء جنگ كرد . قصد عماد الدين ازين درخواست آن بود كه براى سر و سامان دادن به امور شهرها و تجهيز و تقويت سپاه خود فراغت كافى داشته باشد مهمترين كار در نظر او گذشتن از رود فرات و رسيدن به شام براى دست يافتن به شهر حلب و ساير شهرهاى شام بود . ميان عماد الدين و جوسلين صلح برقرار شد و مردم آن نواحى براى مدتى امنيت و آسودگى يافتند . جريان تصرف شهر حلب را - انشاء الله تعالى - بعد در جاى خود ذكر خواهيم كرد .

--> [ ( 1 ) ] - بيره ( به فتح راء ) : بنا به گفته ياقوت ، نام شهرى است نزديك سميساط ، ميان حلب و حدود روم ، و آن قلعه‌اى است مستحكم كه شامل روستاى بزرگى است . و در زمان ياقوت ( اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم هجرى قمرى ) مجير الدين ابو سليمان داود بن الملك الناصر يوسف بن ايوب حاكم آن ديار بوده است و آن را به برادر خود ، الملك الظاهر ، اقطاع نموده است . ( لغتنامهء دهخدا )