ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
93
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان بازگشت جاولى به خدمت سلطان محمد جاولى وقتى كه شكست خورد و هزيمت اختيار كرد ، عازم رحبه شد . در نزديكى رحبه شب را ميان عدهاى از سواران به روز رسانيد . اتفاقا گروهى از سپاهيان امير مودود كه موصل را از جاولى گرفته بودند ، از غارت يكى از اقوام عرب كه در مجاورت رحبه بسر مىبردند ، باز مىگشتند . اين گروه به جاولى نزديك شدند ولى نمى - دانستند كه او كيست . اگر او را مىشناختند يقينا دستگيرش مىكردند . جاولى وقتى احوال را چنين ديد دانست كه نه در جزيره [ ( 1 ) ]
--> [ ( 1 ) ] - جزيرهء ابن عمر يا به اختصار جزيره : شهرى است داراى متجاوز از پنجهزار نفر جمعيت در جنوب شرقى ولايت ماردين ، جنوب شرقى تركيهء آسيائى بر ساحل غربى دجله ، كنار مرز سوريه . بقول نويسندگان عرب بوسيلهء شخصى بنام حسن بن عمر بن خطاب . كه در حدود 250 هجرى قمرى فوت كرده ، تاسيس شد . اين شهر در قرن چهارم هجرى قمرى رونق تمام داشت . در زمان ابن بطوطه قسمت اعظم آن ويران بود . امير تيمور آن را ويرانتر كرد . اوزن حسن كه از 857 تا 882 سلطنت كرد آن را از دست سلسلهء امراء كرد كه سابقا بر آن فرمانروائى داشتند خارج ساخت ولى اين سلسله دگربار بازگشت . و در زمان سلطان سليم تسليم دولت عثمانى شد تا از تعرض صفويه مصون بماند . خاندان معروف ابن اثير از مردم جزيرهء ابن عمر بودهاند . ( دائرة المعارف فارسى ) جزيره ناحيتى است كه از چهار سوى آن آبست از دورود : يكى دجله ، و ديگر فرات ، و از بهر آن ، اين ناحيت را جزيره خوانند . و اين ناحيتى است آبادان و با نعمت و مردم بسيار و هواى درست و آبهاى روان و اندر آن كوه است و شهرهاى بسيار و سوادهاى خرم و باغ و بوستانهاى معروف بخرمى ، و اندر آن مردمان بسيارند از قبيلهء ربيعه و اندر آن مردمان خوارج بسيار ، و از شهرهاى آن است : موصل ، بلد ، برقعيد ، ادرمه ، رقه ، رايقه ، قرقيسا ، رحبه ، و البه ، عانه هيت . انبار ، تالس ، جسر منبج ، سميساط ، حران ، سروج ،