ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
88
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خود را تسليم سلطان محمد كند و دل خود را با سلطان صاف گرداند . و ضمانت كرد كه در صورت تسليم شهرهاى خود و اظهار اطاعت و فرمانبردارى نسبت به سلطان ، در حق وى به نيكى رفتار خواهد شد . جاولى پاسخ داد : « من بندهء سلطان و در زير فرمان او هستم . » آنگاه اموال و جامههاى گرانبها به او داد كه براى سلطان ببرد . و به او گفت : « به موصل برو و سپاهيانى را كه به آنجا گسيل داشتهاند برگردان من نيز همراه تو كسى را ميفرستم كه پسرم را به - عنوان گروگان در اختيار تو بگذارد . ضمنا سلطان هم ميتواند كسى را به موصل اعزام دارد كه زمام امور آنجا را در دست بگيرد و اموال و عوائد آنجا را جمعآورى كند . » امير حسين نيز چنين كرد . او با گماشتهء جاولى به سوى موصل روانه شد . اين دو تن در موصل به قشونى رسيدند كه شهر را محاصره كرده بود ولى نمىتوانست آن را فتح كند . امير حسين به آنان دستور داد كه بازگردند . همهء سران سپاه اطاعت كردند جز امير مودود كه گفت : « من باز نمىگردم جز به فرمان سلطان » و گماشتهء جاولى را توقيف كرد و در موصل ماند تا وقتى كه ، همچنان كه گفتيم ، به فتح آن نائل آمد . امير حسين بن قتلغ تكين به نزد سلطان محمد بازگشت و به نيابت از طرف جاولى ، حسن نيت و فرمانبردارى او را به عرض سلطان رساند . جاولى به طرف شهر بالس [ ( 1 ) ] حركت كرد و در سيزدهم سفر
--> [ ( 1 ) ] - بالس ( به كسر لام ) شهرى است در شام بين حلب و رقه و بفاصلهء كمى از طرف مغرب در سواحل فرات است و در پائين صفين واقع شده است ( از