ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

76

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

وقتى كه اين وضع مدتى دوام يافت چند نفر از گچكاران ، به - رهبرى گچكارى معروف به سعدى با يك ديگر همدست شدند و سوگند خوردند كه در تسليم شهر به هم كمك كنند . اين عده هنگام نماز كه مردم در مسجد جامع بودند بر فراز يكى از برج‌ها رفتند و درهاى آن را قفل كردند و از افراد قشون هر كرا كه در آنجا يافتند به آسانى به قتل رساندند زيرا همه در خواب بودند و هيچ چيز نمىفهميدند تا كشته شدند . آنگاه سلاح‌هاى آنان را برداشتند و به زمين انداختند و برج ديگر را تصرف كردند . درين وقت فريادى برخاست و سپاهيان را متوجه آنان ساخت . دويست تن از سپاهيان به سوى آنان تيراندازى كردند . آنان نيز آمادهء پيكار شدند و از قشون اعزامى سلطان محمد كمك خواستند . افراد قشون سلطان محمد از آن برج كه در تصرف گچكاران بود بالا رفتند و آنجا را تصرف كردند . بعد امير مودود داخل شهر گرديد . ندا داده شد كه مردم به خانه‌ها و املاك خود برگردند و امن و آرامش را حفظ كنند . همسر جاولى هشت روز در قلعه ماند و براى امير مودود نامه‌اى نوشت و درخواست كرد كه در كار وى تسهيلاتى فراهم آورد و سوگند ياد كند كه جان و مال وى را حفظ خواهد كرد . امير مودود بقيد سوگند او را مطمئن ساخت . اين زن پس از حصول اطمينان ، با اموال خود و آنچه در اختيار داشت از شهر خارج شد و به سوى برادر خود ، برسق بن برسق ، روان گرديد . و امير مودود فرمانروائى موصل و توابع آن را بر عهده