ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
66
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كمك بخواهد . لذا ذو المناقب پسر عم خود را نايب خود ساخت و نيروهاى زمينى و دريائى براى وى ترتيب داد و مستمرى شش ماه آنان را نيز قبلا پرداخت . در هر موضع نيز كسى را براى حفظ آن گماشت بطوريكه پسر عمش نيازمند به انجام اين گونه كارها نباشد . آنگاه به پسر عم خود فرمان داد كه بر جاى وى به مسند فرمانروائى بنشيند و خود از دمشق حركت كرد . ولى پس از رفتن او ، پسر عمش از فرمان او سرپيچيد و گردنكشى خود را آشكار ساخت و به همصدائى و هواخواهى با مصريان پرداخت . وقتى فخر الملك به اين موضوع پىبرد نامهاى به ياران خود نوشت و دستور داد كه او را بگيرند و به قلعهء « خوابى » برده زندانى كنند . آنان نيز به دستور وى رفتار كردند . ابن عمار ، فخر الملك ، از برگزيدهترين اشياء شگفتانگيز و گرانبها و اسبان خوش اندام و باد پاى ، هدايائى با خود برده بود كه نظيرش در نزد سلطان محمد يافت نمىشد . وقتى به دمشق رسيد ، لشكريان دمشق و طغتكين ازو استقبال كردند . او در حوالى شهر خيمه زد . طغتكين ازو دعوت كرد كه به داخل شهر درآيد . او يك روز براى صرف غذا به داخل شهر رفت . طغتكين او را به حمام برد . هنگامى كه از آن شهر حركت كرد پسر طغتكين او را مشايعت نمود . وقتى به بغداد رسيد سلطان محمد به تمام امراء خود فرمان داد كه ازو استقبال كنند و مقدمش را گرامى دارند و تخت روان خود را نيز برايش فرستاد كه در آن صندلى مخصوص خود او بود و هر وقت سوار در تخت روان مىشد بر رويش مىنشست .