ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
51
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بخواهم با قشون خود به من بپيوندند . در همان اوقات قرواش بن شرف الدوله ، كرماوى بن خراسان تركمانى ، و ابو عمران فضل بن ربيعة بن حازم بن جراح طائى به خدمت سلطان محمد رسيدند . نياكان فضل بن ربيعه از بزرگان بلقاء و بيت المقدس بودند . و حسان بن مفرج - كه تهامى وى را مدح گفته - از آن جمله است . فضل بن ربيعه گاهى با فرنگيان و گاهى با مصريان همدستى مىكرد . و اتابك طغتكين وقتى اين دو روئى را ازو ديد ، او را از شام تبعيد كرد . او نيز به سيف الدوله صدقه پناهنده شد و با او پيمان بست . صدقه او را گرامى داشت و هداياى بسيار به وى داد كه از آن جمله هفت هزار دينار طلا بود . وقتى كه رابطهء بين صدقه و سلطان محمد بر هم خورد فضل بن ربيعه با طلايههاى لشكر صدقه پيش رفت و در فرصت مناسب با كسان خود نزد سلطان محمد گريخت و به دو پيوست . سلطان به او و ياران او خلعت داد . و او را در خانهاى كه صدقه در بغداد داشت ، فرود آورد . هنگامى كه سلطان محمد عازم جنگ با صدقه شد ، فضل از سلطان اجازه خواست كه با گروهى به مقابله با صدقه بشتابد و اگر خواست فرار كند ، از فرار وى جلوگيرى نمايد . سلطان به او اجازه داد و او از نهر « انبار » [ ( 1 ) ] گذشت و اين
--> [ ( 1 ) ] - انبار : از شهرهاى آباد دوره ساسانى بود كه اكنون خرابههاى آن در 62 كيلومترى بغداد ديده مىشود . ايرانيان آن را فيروز شاپور و يونانيان آن را پريسابر مىناميدند زيرا از بناهاى شاپور اول است . در زمان حكومت اعراب اسم فيروز شاپور بر ولايتى كه در اطراف آن بود اطلاق ميشد . گويند بدين جهة آن را انبار گفتند كه پادشاهان قديم ايران گندم و جو و كاه براى لشكريان در آن شهر انبار و ذخيره ميكردند . سفاح نخستين خليفه عباسى اين شهر را چندى مقر خويش قرار داد و در قصرى كه در آنجا ساخت مرد . برادرش منصور نيز مدتى در آن شهر زندگى كرد و از آنجا به بغداد كه ساختمان پايتخت جديد عباسيان در آنجا شروع شده بود منتقل شد . . . اهميت انبار ازين جهت است كه در سر اولين نهر بزرگى كه قابل كشتيرانى بود و از فرات جدا ميشد و در محل فرضه جنوب شهر مدور به دجله ميريخت واقع بود . ( خلاصه از لغتنامه دهخدا )