ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
35
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اكثر فقها جواب دادند مجاز است ، عدهاى نيز درين خصوص مكث كردند . لذا مجلسى براى مباحثه ترتيب داده شد . در ميان علما مردى بود از شيوخ شافعيه ، بنام ابو الحسن على بن عبد الرحمن سمنجانى كه در حضور مردم گفت : كشتن آنان واجب است و واگذاردن آنان به حال خود مجاز نيست . تلفظ شهادتين نيز براى آنان سودى ندارد چون وقتى از آنان بپرسيم : « ما را از احوال امام خود با خبر كنيد . اگر او آنچه را كه شرع ممنوع ساخته بر شما مباح سازد يا آنچه را كه شرع مباح فرموده براى شما ممنوع كند ، آيا فرمان او را مىپذيريد ؟ » جواب خواهند داد : « بله » درين صورت خون آنها مباح خواهد شد . مناظره درين باب به درازا كشيد و به نتيجهاى نرسيد . لذا باطنيان از سلطان درخواست كردند كسانى را براى مباحثه نزد آنان بفرستد . از ميان علما افرادى تعيين شدند منجمله قاضى ابو العلاء صاعد بن يحيى ، شيخ حنفيه در اصفهان و قاضى شهر ، و غيره ، كه به - قلعه رفتند و با باطنيان بحث كردند و همچنان بدون اخذ نتيجه بازگشتند . در حقيقت قصد باطنيان تعلل و وقت گذرانى بود بدين جهت سلطان محمد در محاصرهء قلعه پافشارى بيشترى بخرج داد و چون آنها هلاك و تباهى خود را نزديك ديدند ، گفتند : « جان و مال ما از گزند مردم ايمن نيست و ما به محلى احتياج داريم كه در آنجا خود را از دست مردم حفظ كنيم . اگر در عوض اين قلعه ، دژ خالنجان كه در هفت فرسخى اصفهان است به ما داده شود ، ما اين قلعه را تسليم خواهيم كرد . »