ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

327

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گرد آمدند و فرماندهى را به او واگذار كردند . جنگ در تمام روز همچنان ادامه داشت . و عبد المؤمن آن روز ظهر و عصر نماز خوف خواند . پيش از آن در مغرب چنين نمازى خوانده نشده بود . وقتى مصامده ، يعنى پيروان ابن تومرت ، كثرت عدهء مرابطان را ديدند و قدرت و نيروى آنان را دريافتند به سوى بستان بزرگى پشت كردند كه در آنجا بود . بستان در نزد آنان بحيره ناميده مىشود . بدين جهة آن جنگ را جنگ بحيره و آن سال را نيز سال بحيره خواندند . پس از پشت كردن به آن بستان ، همه از يك جهت تا شب جنگيدند و پايدارى نشان دادند . اكثر افراد مصامده كشته شدند . وقتى ونشريشى به قتل رسيد و عبد المؤمن دفنش كرد ، مصامده دنبال جنازهء او گشتند ولى آن را در قتلگاه نيافتند . لذا گفتند : « فرشتگان او را به آسمان برده‌اند . » وقتى شب فرا رسيد ، عبد المؤمن و كسان ديگرى كه از معركه جان بسلامت برده بودند ، به كوه روى آوردند . درگذشت مهدى و جانشينى عبد المؤمن ابن تومرت ، پس از اعزام قشون براى محاصره مراكش ، به - بيمارى سختى گرفتار شد . و وقتى خبر شكست قشون خود را شنيد بيمارى او سخت‌تر گرديد . از حال عبد المؤمن پرسيد ، گفتند : « او سالم است . »