ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
290
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خاطر باشند . درين سال امير الحاج در بصره ، يكى از امراء بلدقيه بود كه على بن سكمان نام داشت . غزغلى نسبت به او كينه مىورزيد و مىترسيد پس از آنكه كار حج بدست او پايان يافت ، انتقام خون سنقر الب را ، كه سردسته بلدقيه بود ، بگيرد . لذا كسى را نزد تازيان بيابانى فرستاد و دستور داد كه به - حاجيان حملهور شوند و آنان را غارت كنند . تازيان نيز به طمع افتادند و سر راه بر حاجيان گرفتند . حاجيان با مهاجمين به جنگ پرداختند . على بن سكنان نيز از آنان حمايت كرد . امتحان خوبى داد و كسانى را به دفع تازيان گماشت . امير سكمان به سوى بصره بازمىگشت و به جائى رسيده بود كه تا بصره دو روز راه داشت . غزغلى كسانى را فرستاد تا از ورود او به بصره جلوگيرى كنند . او نيز به سوى « عونى » رفت كه در پائين دجله قرار داشت در حالى كه تازيان همچنان با او مىجنگيدند . وقتى به عونى رسيد حملهء سخت و صادقانهاى به تازيان كرد كه آنان را شكست داد و گريزاند . از طرف ديگر ، غزغلى با گروهى به جنگ على بن سكمان آمد . سپاه غزغلى بسيار ، ولى قشون على بن سكمان اندك بودند . اين دو گروه به يك ديگر حملهور شدند و به جنگ و كشتار پرداختند . در حين گير و دار اسب غزغلى تير خورد . در نتيجه غزغلى