ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

274

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سلطان محمود رسيد ، ازو روى گردان شد و شهرى را كه در اختيارش بود به قراجهء ساقى واگذار كرد كه فرمانرواى شهرهاى فارس گرديد . بر اثر اين پيشامد ، علاء الدوله نيز به سلطان سنجر روى آورد . او از ملوك ديلم بود و سلطان سنجر را از احوال آن نواحى و همچنين راه تصرف آن شهرها آگاه ساخت . به او گفت كه اميران در آن حدود براى بدست آوردن مال چه كارها كرده‌اند و در مقابل او با يك ديگر چه اختلاف نظرهائى دارند . ازين گونه اطلاعات در اختيار سنجر گذارد و او را به تصرف شهرها تشويق كرد . تعداد قشون سلطان محمودند به سى هزار تن بالغ مىگرديد . از فرماندهان بزرگ نيز امير على بن عمر ، امير حاجب ، امير منكبرس ، اتابك غزغلى ، پسران برسق بخارى ، و قراجهء ساقى بودند . سلطان محمود نهصد بار اسلحه نيز با خود داشت . سپاهيان سلطان محمود به علت كثرت نفرات و دليرى زياد و بسيارى اسبان قشون سنجر را خوار و ناچيز مىانگاشتند . هنگامى كه دو لشكر به يك ديگر رسيدند ، افراد قشون خراسان به ديدن آن سپاه كثير و نيرومند روحيهء خود را باختند و ضعيف شدند . در نتيجه ، جناح راست و همچنين جناح چپ قشون سنجر فرار اختيار كرد . كسان او بهم ريختند و دچار آشفتگى شدند و چنان گريختند كه به هيچ روى بازگرداندن آنان امكان نداشت . درين واقعه مقدار بسيارى از بار و بنه قشون سنجر به غارت