ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
253
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بغدوين پيش از مرگ وصيت كرد كه زمام حكومت شهرهاى او را قمص ، صاحب رها ، در دست گيرد . قمص كه جانشين بغدوين شد ، همان كسى است كه جكرمش او را اسير كرده و جاولى سقاوو او را آزاد ساخته بود . قمص اتفاقا در هنگام فوت بغدوين به شهر قدس رفته بود تا كليساى قمامه [ ( 1 ) ] را زيارت كند . و وقتى بغدوين وصيت كرد كه فرمانروائى قدس را بر عهده گيرد ، اين درخواست را پذيرفت . بدين ترتيب قدس و رها هر دو در اختيار وى قرار گرفت . طغتكين كه از دمشق براى پيكار با فرنگيان رفته بود ميان دير ايوب و قريهء بصل در يرموك فرود آمد . خبر درگذشت بغدوين ازو پنهان مانده بود . اين خبر را او هيجده روز بعد شنيد در حالى كه ميان سپاهيان او و فرنگيان قريب دو روز راه بود . بنابر اين رسولانى از طرف پادشاه فرنگ آمدند و از او
--> [ ( 1 ) ] - قمامه ( به ضم قاف و فتح ميم ) بزرگترين كنيسهء نصارى است در بيت المقدس كه زيبائى و عظمت آن در وصف نگنجد . اين كنيسه در وسط شهر است و باروئى آن را فرا گرفته و در آن مقبرهاى است كه آن را قيامت خوانند و مسيحيان معتقدند كه قيامت حضرت مسيح در آن به پا شده است . و صحيح آن است كه نام آن قمامه است نه قيامه . زيرا آن زبالهدان مردم شهر و در خارج شهر بود . و دست تبهكاران را در آن مىبريدند . و دزدان را در آن به دار مىآويختند . و چون مسيح را در اين موضع بدار زدند ، آنجا را بزرگ شمردند و مقدس گرديد ، و اين در انجيل مذكور است . در اين كنيسه تخته سنگى است كه گمان برند شكافته شده و آدم از ميان آن بپاخاسته است . در گوشهاى از آن قنديلى است كه پندارند نور در روز معينى از آسمان نازل مىشود و آن را مىافروزد ( معجم البلدان ) ( از لغتنامهء دهخدا )