ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

248

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

را از قشونى كه محافظ آن ، و مانع حمله به آن است ، خالى كنند . برسقى به بغداد بازگشت و از جسر گذشت تا مردم نترسند و از خبر فوق آگاه نشوند . او پسر خود ، عز الدين مسعود را در صرصر ، بجاى خود ، مامور مراقبت در كار قشون كرد و عماد الدين زنگى بن آقسنقر را نيز به يارى او گماشت . آنگاه به دياله رفت و دو روز آنجا ماند و نگذاشت سپاهيان منكبرس از دياله عبور كنند . درين وقت نامه‌اى از پسرش عز الدين مسعود رسيد كه به او خبر ميداد بين دو فرقه صلح برقرار شده است . اين نامه او را ناراحت و نگران كرد كه چرا كارى بدون اطلاع وى صورت گرفته است . او سپس به بغداد بازگشت و از جانب غربى دجله عبور كرد . منصور برادر دبيس ، و امير حسين ، هم با سپاهيان خود بدنبال او از دجله گذشتند و نيمه شب به بغداد رسيدند و در مسجد جامع فرود آمدند . برسقى بار ديگر از بغداد بيرون رفت و خود را به ملك مسعود رساند و اموال او را گرفت و به بغداد برگشت و نزديك پل عتيقه اردو زد . ملك مسعود و جيوش بك نيز نزديك « بيمارستان » فرود آمدند . دبيس و منكبرس نيز در پائين رقه خيمه زدند . عز الدين مسعود ، پسر برسقى ، نيز جدا از پدر خود ، نزد منكبرس اقامت كرد . سبب اين صلح آن بود كه جيوش بك رسولى به خدمت سلطان محمود فرستاده و سرزمين‌هاى بيشترى را براى خود و ملك مسعود .