ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
243
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
وى خطبه خوانده شود . ابو جعفر هنگامى كه به وليعهدى رسيد دوازده ساله بود . خليفه ، سپس ، به دبيس بن مزيد پيام فرستاد و ازو خواست كه به كار امير ابو الحسن رسيدگى كند . درين زمان امير ابو الحسن از پيش دبيس رفته و به شهرهاى خليفه و آنچه به او تعلق داشت دست اندازى كرده بود . خليفه به دبيس دستور داد كه پيش از نيرومند شدن ابو الحسن از كارش جلوگيرى كند . دبيس نيز قشونى براى پيكار با او اعزام داشت . ابو الحسن وقتى كار را چنين ديد از واسط دور شد . و او و يارانش در بيابان به سرگشتگى افتادند و راه را گم كردند . سپاهيان دبيس سررسيدند و نزديك شهر صلح [ ( 1 ) ] به آنان برخوردند و اموال امير ابو الحسن را به يغما بردند . كردها و تركانى كه با وى بودند سر به فرار نهادند . بقيه نيز به - خدمت دبيس بازگشتند . امير ابو الحسن با ده تن از ياران خود تشنه در بيابان باقى ماند . در حالى كه شدت گرماى تابستان بود و ميان او تا آب پنج فرسخ فاصله وجود داشت . لذا يقين كرد كه به هلاك خواهد رسيد . درين گير و دار دو نفر عرب بدوى او را دنبال كردند . خواست از چنگ آن دو تن بگريزد ولى نتوانست .
--> [ ( 1 ) ] - صلح ( به كسر صاد ) شهرى است در بالاى واسط و نهرى دارد كه از جانب خاورى دجله از مكانى كه آن را فم صلح مىنامند آب ميگيرد . ( نقل به معنى از معجم البلدان )