ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
239
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ان كنت انقض عهد الحب فى خلدى * من بعد هذا ، فلا عاينته ابدا ( يعنى : وقتى دست خود را براى وداع دراز كردم ، آتش عشق دل افسرده را گداخت . چگونه راه شكيبائى پيش گيرم در صورتى كه اين راهها در عالم عشق حد و اندازهاى دارد . پس از اينكه روزگار من به عهد خود وفا كرد ماهى كه من شيفتهاش بودم عهد خود را شكست . بعد از اين اگر من پيمان دوستى را بشكنم ، ديگر هرگز او را نبينم . ) بيان خلافت امام المسترشد بالله وقتى المستظهر بالله دار فانى را بدرود گفت : با پسرش المسترشد بالله ابو منصور الفضل بن ابو العباس احمد بن المستظهر بالله بيعت كردند . او بيست و سه سال وليعهد بود و درين مدت خطبه وليعهدى بنام وى خوانده مىشد . پس از درگذشت پدرش ، دو برادر وى ، يا دو پسر المستظهر بالله ، به نامهاى ابو عبد الله محمد ، و ابو طالب عباس ، همچنين عموهاى او ، پسران المقتدى بامر الله ، و ساير اميران و قاضيان و پيشوايان دين و بزرگان كشور با او بيعت كردند . كسى كه امر بيعت گرفتن از مردم براى المسترشد بالله را بر - عهده داشت قاضى ابو الحسن دامغانى بود كه امور نيابت وزارت را نيز اداره ميكرد و خود المسترشد بالله كار بيعت گرفتن را به او واگذاشته بود .