ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

200

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بود . زيرا دره‌اى بود كه قريب دو فرسنگ طول داشت و در سينه‌كش آن بر روى كوهى بلند قلعهء مستحكمى ساخته بودند كه مردم دارابجرد هر وقت احساس خطر مىكردند و به وحشت مىافتادند بدانجا پناه مىبردند و در آنجا ميماندند و خود را حفظ ميكردند . جاولى - وقتى به استوارى و استحكام آن موضع پىبرد - از راه بيابان به سوى كرمان روانه شد و قصد خود را از همه پنهان كرد . آنگاه از راه كرمان به دارابجرد برگشت و چنين وانمود كرد كه از افراد قشون ملك ارسلانشاه ، فرمانرواى كرمان است . ساكنان قلعه وقتى چنين ديدند براى آنان شكى باقى نماند در ، اينكه از كرمان نيروى كمكى براى حاكم دارابجرد رسيده است . بدين جهة شادى و سرور خود را آشكار كردند و به جاولى اجازه دادند كه در آن گردنه داخل شود . او پس از دست يافتن بدان موضع ، بر روى تمام كسانى كه در آن جا بودند شمشير كشيد و جز گروهى اندك ، هيچكس از دم تيغ او جان به سلامت نبرد . جاولى دارائى و اموال مردم دارابجرد را غارت كرد و به اقامتگاه خود بازگشت . آنگاه نامه‌اى به خسرو فرستاد و به او اطلاع داد كه قصد رفتن به كرمان را دارد . و ازو خواست كه درين راه با وى همراهى كند . خسرو - كه جز موافقت با اين درخواست چاره‌اى نداشت - اطاعت كرد ، و خود را به او رساند و با او به كرمان رفت . جاولى ، آنگاه به نزد صاحب كرمان ، قاضى ابو طاهر عبد اللّه بن طاهر قاضى شيراز ، رسولى را فرستاد و به دو امر كرد كه افراد شبانكاره را به پيش وى بازگرداند زيرا آنان رعاياى سلطان هستند .