ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
18
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و جريره را به او واگذاشت . جكرمش ، همچنانكه گفتيم ، هنگامى كه از پيش سلطان به محل فرمانروائى خود بازمىگشت ، وعده داد كه به سلطان خدمت كند و براى او باج و خراج بفرستد ولى وقتى در شهرهاى خود مستقر گرديد به آنچه وعده داده بود وفا نكرد و در انجام خدمات و ارسال وجوهات گرانجانى و سرسختى بخرج داد . سلطان محمد نيز شهرهاى او را به جاولى واگذارد . جاولى به بغداد رفت و تا آغاز ربيع الاول در آن شهر اقامت كرد . آنگاه رهسپار موصل شد . و راه خود را از طرف شهر بوازيج [ ( 1 ) ] انداخت . آنجا را تصرف كرد و پس از آنكه اهالى شهر را امان داد و سوگند ياد كرد كه از آنان حمايت خواهد نمود مدت چهار روز در آنجا به غارت پرداخت و بعد از تسلط بر شهرى به سوى اربل روانه شد . اما جكرمش وقتى خبردار شد كه جاولى عازم تصرف شهرهاى اوست ، دربارهء گردآورى قشون نامههائى نوشت . درين هنگام نامهاى از ابو الهيجاء بن موسك كردى هذبانى ، مالك اربل ، به دو رسيد كه تسلط جاولى را بر شهر بوازيج شرح داده و نوشته بود : بايد به سرعت خود را به اين جا برسانى تا در برابر او با يك ديگر متحد شويم و از پيشرفت او جلوگيرى كنيم . و گر نه من ناچار خواهم شد كه به او روى موافقت نشان دهم و با او كنار بيايم . جكرمش به خواندن اين نامه حركت كرد و به ساحل شرقى دجله رفت و پيش از گرد آمدن تمام سپاهيانى كه خواسته بود ، خود را به
--> [ ( 1 ) ] - بوازيج به فتح ب ، شهرى قديمى است بر دجله ، بالاى بغداد . ( لغتنامه دهخدا )