ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

163

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سلطان سنجر ابتدا خوددارى كرد ولى بعد آن را پذيرفت . سنجر در ساحل غربى جيحون قرار داشت . محمد خان هم به ساحل شرقى جيحون آمد . سنجر در ساحل غربى سوار بر اسب بود . محمد خان در طرف ديگر رودخانه از اسب فرود آمد و از دور ، در برابر سلطان سنجر ، زمين ببوسيد . بدين ترتيب ، هر يك به خيمه‌هاى خود برگشتند و به شهرهاى خود مراجعت كردند و آتش فتنه‌اى كه ميان آنان شعله‌ور شده بود ، خاموش گرديد . بيان پاره‌اى از رويدادها درين سال ، يعنى سال 507 هجرى قمرى ، كاروان بزرگى از دمشق به سوى مصر روانه شد . وقتى خبر حركت اين قافله به بغدوين ، پادشاه فرنگيان ، رسيد به مقابله با كاروانيان شتافت و در بيابان سر راه گرفت و همه را اسير كرد ، هيچكس نجات نيافت مگر عدهء قليلى كه آنها را نيز اعراب بيابانى دستگير كردند . درين سال ، ابو القاسم على بن محمد بن جهير ، وزير المستظهر بالله خليفه عباسى ، دار فانى را بدرود گفت و پس از او ، ربيب ابو - منصور ابن وزير ابو شجاع محمد بن حسين ، وزير سلطان محمد ، به وزارت خليفه منصوب گرديد . درين سال ملك رضوان بن تاج الدوله تتش بن الب ارسلان فرمانرواى حلب ، از دنيا رفت . و بعد از او پسرش ، الب ارسلان اخرس ، بجايش نشست . درين هنگام شانزده سال از عمرش مىگذشت . ملك رضوان كارهاى ناپسنديده‌اى مىكرد : دو برادر خود ،