ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

15

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

صدقه بود . زيرا چنانچه در نزد وى ميماند ، اعتقاد و مذهب خود او نيز مورد سوء ظن مردم واقع مىشد . جنگ بين قبيله‌هاى عباده و خفاجه در ماه ربيع الاول اين سال جنگ بين عباده و خفاجه درگرفت . عباده پيروزى يافت و انتقام خون كسان خود را از خفاجه گرفت . اين جنگ بدان علت رخ داد كه سيف الدوله صدقه فرزند خود بدران را با سپاهى به سوى بطيحه فرستاد تا آن ناحيه را سرپرستى كند و از گزند قبيلهء خفاجه محفوظ دارد . زيرا خفاجه به مردم بطيحه آزار مىرساند . وقتى كه قبيلهء خفاجه به او نزديك شدند و كسان او را تهديد كردند نامه‌اى به پدر خود نوشت و از دست آنان شكايت كرد و صورت احوال آنان را به وى باز نمود . پدرش قبيلهء عباده را احضار كرد . اين قبيلهء در سال گذشته ، همچنانكه شرح داديم ، از قبيله خفاجه صدمهء بسيار ديده بود . سيف الدوله صدقه ، وقتى افراد قبيلهء عباده حاضر شدند به آنان گفت همراه قشون وى آمادهء جنگ شوند تا انتقام خون عزيزان خود را از قبيلهء خفاجه بگيرند . مردان عباده نيز پيشاپيش سپاهيان وى به راه افتادند و شبانه به محله‌اى از خفاجه رسيدند كه در آن بنى كليب اقامت داشتند . اهالى كه غافلگير شده بودند آنان را نمىشناختند . لذا پرسيدند : « شما كه هستيد ؟ » مردم عباده گفتند : « ما بدهكاران شما هستيم . » ازين پاسخ دريافتند كه با قبيلهء عباده روبرو شده‌اند . چيزى نگذشت