ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

147

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

صور نيز با دليرى و مردانگى كسى كه دست از جان شسته ، پيكار مىكردند . اين جنگ تا هنگام به ثمر رسيدن غلات ادامه يافت . فرنگيان از ترس اينكه مبادا طغتكين به غلات شهرهاى آنان دست يابد ، در تاريخ دهم شوال صور را ترك گفتند و به عكه [ ( 1 ) ] رفتند . قشون طغتكين به نزد وى بازگشت . مردم صور به سپاهيان او مقدارى اموال و غيره هديه دادند . بعد به اصلاح ديوار و خندق شهر كه فرنگيان خراب كرده بودند پرداختند .

--> [ ( 1 ) ] - عكه ( بفتح عين و كاف مشدد ) : نام شهرى است و در حديث آمده است : « طوبى من راى عكه » ( خوشا به حال كسى كه عكه را ديده است . ) ( منتهى الارب ) شهرى است از شام بر كران درياى روم و اندر وى مسلمانانند . شهرى است با نعمت بسيار و كشت و برز بسيار و خواسته‌هاى بسيار ( حدود العالم ) عكه از اقليم سيم و توابع شام است . شاپور ذو الأكتاف ساخت و در ملك عكه به ولايت شام چشمه‌اى است كه آن را « عين البقر » خوانند . ( نزهة القلوب ) عكه شهرى است بر ساحل بحر شام از عمل اردن . و آن در روزگار ما از آبادترين و نيكوترين شهرهاى ساحل است . طول آن 66 درجه و عرضش 31 درجه است و در اقليم چهارم قرار دارد . اين شهر به سال پانزدهم هجرى بوسيلهء مسلمانان و بدست عمرو بن العاص و معاوية ابن ابى سفيان فتح شد و هشام ابن عبد الملك آن را تجديد بنا كرد . بسال 497 هجرى قمرى بدست فرنگيان افتاد و بسال 583 هجرى قمرى صلاح الدين ايوبى آن را از فرنگىها بازستاند و ديگر بار در سال 587 قمرى فرنگىها آن را فتح كردند و تاكنون در دست آنان است ( از معجم البلدان ) . نبيذ پيش من آمد به شاطى بر كه * بخنده گفتم طوبى لمن يرى عكه ( منوچهرى ) و چون ما از شهر صور هفت فرسنگ برفتيم ، به شهرستان عكه رسيديم و آن را مدينهء عكا نويسند . شهر بر بلندى نهاده است . زمين كج و باقى هموار . و در همهء ساحل كه بلندى نباشد شهر نسازند از بيم غلبهء آب دريا و خوف امواج كه بر كرانه مىزند - سفرنامه ناصر خسرو ( از لغتنامهء دهخدا )