ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

146

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

شد ، يك كشتى به همان محلى كه طغتكين ذكر كرده بود فرستاد . درين كشتى گروهى از مسلمانان جاى داشتند كه اهل صور بودند و از ملك بغدوين امان خواسته و تحت فرمان وى درآمده بودند . وقتى لشكريان طغتكين به اين كشتى رسيدند و با كسانى كه در داخل كشتى بودند به عربى حرف زدند ، آنان را نشناختند و به گمان اينكه از شهر صور آمده‌اند داخل كشتى شدند . آنان هم همه را اسير كردند و پيش فرنگيان بردند . فرنگيان نيز همه را كشتند و باز به خيال تصرف صور افتادند . طغتكين از كارهاى فرنگيان از هر جهة خشمگين بود . لذا عازم قلعهء حبيس شد كه در سواد ، از توابع دمشق ، قرار داشت و متعلق به فرنگيان بود . اين قلعه را محاصره كرد و به ضرب شمشير گرفت و تمام كسانى را كه در آن بودند كشت . آنگاه به سوى فرنگيانى كه در صور بودند برگشت و با آنان به جنگ پرداخت . ولى همين كه آذوقه را از طريق خشكى بر آنان مىبست از راه دريا خواربار بدست مىآوردند . ضمنا با حفر خندق ، مانع ايجاد مىكردند و نميگذاشتند كه سپاهيان طغتكين بر آنان دست يابند . طغتكين ناچار از جنگ با آنان صرف نظر كرد و به شهر صيدا رفت و حول و حوش شهر را غارت كرد و جماعتى از نيروى دريائى را كشت و قريب بيست كشتى را در ساحل آتش زد . معذلك ارتباط خود را از اهالى صور قطع نكرده بود و با نامه‌هائى كه ميفرستاد ، آنان را به شكيبائى و پايدارى تشويق مينمود . فرنگيان ، همچنان سرگرم جنگ با مردم صور بودند . و اهالى