ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

141

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بردند و به شهر خود رفتند . نيروهاى سلطان محمد وقتى ديدند ملك رضوان دروازه‌هاى حلب را به روى آنان بسته و از همكارى با آنان خوددارى مىكند ، به معرة النعمان [ ( 1 ) ] رفتند . طغتكين فرمانرواى دمشق نيز به آنان پيوست و نزد امير مودود فرود آمد . اما دريافت كه نيات بدى در حقش دارند و از ترس اينكه مبادا دمشق از دستش گرفته شود ، پنهانى شروع به صلح و سازش با فرنگيانى كرد كه از پيكار با مسلمانان خوددارى ميكردند و دست به اين كار نزدند تا نيروى اسلام متفرق شدند . علت تفرقهء نيروهاى سلطان محمد نيز آن بود كه امير برسق بن برسق ، كه سالمندترين اميران بود ، نقرس داشت و او را در تخت روان حمل مىكردند . سكمان قطبى نيز ، چنان كه گفتيم ، وفات يافت . امير احمد يل ، حاكم مراغه هم ، تصميم گرفت برگردد و از سلطان محمد درخواست كند تا شهرهايى را كه به سكمان واگذارده ، به او واگذار نمايد . اتابك طغتكين از جانب امراء بر جان خويش بيمناك بود و نمىتوانست بر آنان اعتماد كند . فقط در ميان او و امير مودود فرمانرواى موصل دوستى و صميميتى بوجود آمده بود . لذا پس از پراكندگى و تفرقه‌اى كه پيش آمد ، امير مودود و اتابك طغتكين در معرة النعمان باقى ماندند . بعد هم از آنجا رفتند و به ساحل نهر العاصى فرود آمدند .

--> [ ( 1 ) ] - معرة النعمان ، زادگاه ابو العلاء معرى شاعر و مبتكر عرب ، شهرى كشاورزى است كه در آن آثار باستانى نيز ديده مىشد . ( اعلام المنجد )