ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

93

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و تركانى كه در استخدام وى بودند همراهش بودند . مسعود چون غزنه را تصرف كرد ، تركان مذكور از وى تقاضا كردند . تركانى كه در كوه بلجان باقيمانده‌اند ببخشد و نزد آنها روند ، به آنها اجازت داد برگردند . به شرط طاعت و استقامت . سپس مسعود ، در اثر عصيان احمد ينالتكين به هند عزيمت كرد ( رفع آن عصيان كند ) تركان غز تبهكاريهاى خويش اعاده كردند . تاش فراش با سپاهى گران به رى گسيل شده بود كه آنجا را از علاء الدوله بگيرد . وقتى به نيشابور رسيد و تبهكارىهاى آنان را بديد ، سركردگانشان را بخواست و پنجاه و چند تن از آنان كه « يغمر » هم از جملهء آنها بود ، بكشت . كار بانجام نرسيد و به رى عزيمت كردند . گزارش كار تركان از شر و فساد و تبهكارى به مسعود رسيد . ابه‌هاى آنها را گرفت و بهند فرستاد و دست و پاى بسيارى از آنها را بريد و بدارشان آويخت . اين اخبار عشيرهء ارسلان بن سلجوق بود و اما اخبار طغرل‌بيك و داود و برادرشان بيغو ، آنها در ما وراء النهر ميزيستند . و كار آنها چنان كه بخواست خداى بزرگ ياد خواهيم كرد ، بزرگ شد زيرا پادشاهانى شدند كه اخبار آنها در سال‌هاى ( بعد ) خواهد آمد . تاش فراش حاجب سلطان مسعود ، پس از ماجرائى كه با تركان غز داشته و بر آنها تاخت ، تركان رو به رى نهادند با گمان باينكه ميخواهند بآذربايجان بروند و به گروههاى خود از تركان كه پيش از آن به آن نقطه رفته و به عراقيان ناميده شده‌اند بروند . نام امراى اين طايفه كوكتاش و بوقا و قزل و يغمر و ناصغلى بود ، چون به دامغان رسيدند ، سپاهيان و اهل بلد بيرون شدند كه از ورود آنان به شهر جلوگيرى نمايند . ياراى برابرى با تركان نداشتند و بكوه و ارتفاعات آن رفته و متحصن شدند . غزها وارد شهر شده آنجا را غارت كردند و به سمنان رفته و همان كردند كه در دامغان كرده بودند و از آنجا وارد « خوار » رى شدند . همان كردند و اسحاق آباد و دهكده‌هاى مجاور آن را تاراج نمودند و از آنجا به مشكويه از اعمال رى رفته و غارتش كردند .