ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
9
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
آن به خواست خداى بزرگ در سال چهار صد و هشتاد و چهار خواهيم كرد . كشته شد . و در سال مذكور اشبيليه هم از پدرش المعتمد گرفته شد و وى در اغمات همچنان محبوس ماند تا آنكه ، خدايش بيامرزد ، درگذشت . وى و فرزندانش ، همگى رشيد بودند . المأمون ، الراضى ، المعتمد و پدرش و نيايش ، از علماء و فضلاء و شعراء بودند و اما در « طليوس » در آنجا سابور جوان عامرى بپاخاست و ملقب به المنصور گرديد ، سپس آن ناحيت . بعد از وى به ابى بكر محمد بن عبد اللّه بن سلمه معروف به ابن افطس انتقال پيدا كرد . ابن افطس اصلش از بربر از مكناسه بود و لكن پدرش در اندلس به دنيا آمد . و در آنجا نشو و نما كرد ، و متخلق به اخلاق اهالى آن ديار شده و منسوب به تجيب گرديده و متشكل در ملك شدند ، همين كه ابن افطس درگذشت فرزندش ابى - محمد ، عمر بن محمد جاى او را در ملك گرفت و متصرفاتش تا اقصاى مغرب توسعه يافت ، وى بپايمردى و شكيبائى با دو فرزندش بهنگام چيرگى امير المسلمين بر اندلس كشته شدند . و اما طليطله كارفرمائى در آنجا با اين يعيش بود . مدت حكومتش ديرى نپائيد ، و رياست آن بدست اسماعيل بن عبد الرحمن بن عامر بن مطرف بن ذى النون ، افتاد . لقب او « الظافر بحول اللّه » و اصل او از بربر و زادگاهش در اندلس و متأدب به آداب اهالى آن ديار بود . مولد اسماعيل بسال سيصد و نود و فوت او سال چهار صد و سى و - پنج بود . وى مردى اديب بود و شعر نيكو دارد و كتابى در آداب و اخبار تصنيف كرده است . پس از او فرزندش يحيى بحكومت رسيد . وى مردى ولنگار و ميگسار بوده و بيشتر كانون خوشگذرانيش فرنگيان بودند و براى لذت بردن و لهو و لعب با آنان سازشكارى داشت و دست بر اموال رعيت دراز كرد . و فرنگيان حصون و قلاع او را بگذشت زمان از او گرفتند ، تا اينكه بسال چهار صد و هفتاد و هفت طليطله از وى گرفته شد و او به بلنسيه رفت و در آنجا اقامت كرد تا اينكه قاضى ابن جحاف احنف وى را كشت . در اين باره رئيس ابو عبد الرحمن محمد بن طاهر ميگويد : « ايها الاحنف مهلا * فلقد جئت عويصاً »