ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

75

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان خطبه بنام جلال الدوله در بغداد و رفتن او بدانجا در جمادى الاولى اين سال بنام پادشاه جلال الدوله ابى طاهر بن بهاء الدوله در بغداد خطبه خوانده شد . وى از بصره ببغداد رهسپار گرديد و در سوم ماه رمضان به آنجا وارد شد . سبب اين امر چنين بود كه چون تركها ديدند بلاد رو به خرابى ميرود . و عامه و اعراب و اكراد طمع بملك ورزيده‌اند و پادشاهى ميان آنها نيست كه جمع كلمه بين آنها كند ( يكپارچگى به آنها بدهد ) قصد دار الخلافه كردند و كس فرستادند و از خليفه بسبب اينكه خطبه در آغاز فقط بنام جلال الدوله و در ثانى برگشته نام خليفه را نيز در خطبه ياد كردند . پوزش طلبيدند و همچنين خطبه‌خوانى بنام ابى كاليجار و سپاس داشتند خليفه را كه در آن جريان مخالفتى با آنها نكرد و گفتند كه : امير - المؤمنين صاحب امر و ما بندگانيم و خطا نموديم و طلب عفو مينمائيم و اكنون در بين خود كسى نداريم كه جمع كلمه ميان ما كند و تقاضا نمودند كه پيام به جلال الدوله فرستاده شود كه ببغداد آيد و زمام امور ملك بدست گيرد و جمع كلمهء آنها نمايد و بنامش خطبه خوانده شود . و از خليفه تمنا كردند رسولى كه روانه مينمايد وى را سوگند دهد و ببغداد بيايد . خليفه تمناى آنها را پذيرفت و به جلال الدوله خود و فرماندهان سپاه نامه نوشتند كه رهسپار بغداد شود و براى خليفه و تركها سوگند ياد كند . جلال الدوله سوگند ياد كرد و ببغداد روى نهاد و تركها رو به آنها نهاده پيشوازش كردند و در راه او را ديدند و خليفه قاضى ابا جعفر سمنانى را به پيشوازش روانه داشت و از وى خواسته شد كه تجديد عهد با خليفه و تركان بنمايد و جلال الدوله چنان كرد . همين كه به بغداد رسيد در نجمى فرود آمد . خليفه سوار بر مركوب طيار خود شده ( شايد زورقى تندرو و ممتاز بوده است م . ) و جلال الدوله را پيشواز كرد . همين كه جلال - الدوله او را ديد در پيشگاهش زمين ببوسيد و سوار در ( زورق ) او شد . و در پيشگاه خليفه بايستاد وى او را امر به نشستن كرد . مراسم خدمت بجاى آورد و بنشست و به دار الملك پس از زيارت مشهد ( آرامگاه ) موسى بن جعفر فرود آمد و امر بنواختن طبل در اوقات نماز پنجگانه كرد . خليفه بوى نامه نوشت دربارهء منع اين كار جلال -