ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

6

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پخش كرد . هيچيك از آن گروه سپاهيانى كه تشكيل داده بود سلاح خود را ترك نميكرد ، تا در صورتى كه نياز بوجود او باشد شتابان سر خدمت حاضر باشد . جهور شخصاً ، جنازهء اموات را تشييع و از بيماران عيادت ميكرد ، و بروش صلحاء در تفريحات اهالى شهر حضور مييافت ، با وجود همهء اينها او به شيوه پادشاهى تدبير امور ملك و ملت مينمود ، و از همه جانب ايمنى داشت مردم در دوران او امنيت پيدا كردند و همچنان باقى ماند تا اينكه در صفر سال چهار صد و سى و پنج درگذشت ، و پس از او فرزندش ابو الوليد محمد بن جمهور زمام كارها را قبضه كرد و ره چنان رفت كه پدرش رهسپر بود تا اينكه او هم در گذشت ، سپس الامير ملقب به المأمون صاحب طليطله بر قرطبه مستولى گرديد و اداره امور آن را تدبير نمود و در آنجا در گذشت . و اما اشبيليه بر آنجا قاصى ابو القاسم محمد بن اسماعيل بن عباد لخمى استيلاء يافت وى از زاد ورود نعمان بن منذر بود . و در بيان رويداد حكومت يحيى بن على بن حمود سبب استيلاء قاضى ابو القاسم را ياد كرديم . در اين هنگام المؤيد هشام بن الحاكم كه پنهان و خبرى از وى نبود ، در مالقه ظهور كرد . و از آنجا به « مريه » رفت . و فرماندار آنجا زهير عامرى از وجود او بيمناك شد و او را بيرون راند و المؤيد قصد قلعهء « رباح » كرد اهالى آنجا اطاعتش كردند . صاحب قلعه اسماعيل بن ذى النون بدان صوب روان گرديد و با مردم رباح جنگيد . و مردم در مقاومت با وى ضعيف شدند و المؤيد را بيرون راندند ، پس از آن قاضى ابو القاسم محمد بن اسماعيل بن عباد وى را به اشبيليه دعوت كرد . و خبر او پخش گرديد و ابن عباد به يارى او بپاخاست ، رؤساى اندلس در طاعتش بودند ( مقصود طاعت از ابن عباد است ) و صاحب بلنسيه و نواحى آن . و بدنبال آن صاحب قرطبه ، صاحب دانيه و جزاير ، و صاحب طرطوشه . دعوتش را براى المؤيد اجابت كردند و اقرار به خلافتش نموده و بنام او خطبه خوانده و در قرطبه تجديد بيعت با وى كردند . اين واقعه در محرم سال چهارصد و بيست و نه رويداد . ديگر اينكه ابن عباد . براى اينكه زهير عامرى بنام المؤيد خطبه نخوانده