ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

43

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

نامه نوشت و از وى خواست آنچه از محمولات دربارهء صدقه روا ميداشته دربارهء او هم روا دارد و حكومت او را در بطيحه صحة گذارد شرف الدوله خواست او را مزيد بر آنچه مقرر بود انجام داد و در كار خود استقرار يافت . از سوى ديگر ابا نصر شيرزاد بن حسن بن مروان مقاطعه را افزايش داد ( حكومت بر بطيحه و نواحى ديگر به اقطاع بود كه هر كس بيشتر بخزانه سلطان نقدينه بپردازد ، حكومت او را خواهد بود م . ) شاپور در اين كار چيزى زياد نكرد و ابو نصر به بطيحه رفت و حاكم آن ناحيت شد . شاپور آنجا را به قصد جزيره بنى دبيس ترك كرد . و ابو نصر در حكومت آنجا مستقر گرديد و با وجود او جاده‌ها امن شد . بيان پاره‌اى از رويدادها در اين سال على بن هلال معروف به ابن البواب نويسندهء مشهور كه خط ( خوشنويسى ) به او ختم گرديد درگذشت و در جوار احمد بن حنبل به خاك سپرده شد . وى در جامع بغداد داستانسرائى ميكرد و مرتضى در رثاء او سخن سرود و گفته شد مرگ او بسال چهار صد و سيزده بوده است . در اين سال مردم از عراق حج گذاردند ، در سالهاى ده و يازده ( مقصود بعد از چهار صد است ) انجام مراسم حج منقطع شده بود . در اين سال گروهى از اعيان خراسان بحضور سلطان محمود بن سبكتكين رسيدند و به او گفتند : تو بزرگترين پادشاهان اسلام هستى و آثار تو در جهاد مشهور است . و چنان كه مىبينى انجام مراسم حج قطع شده و اجراى آن واجب است . بدر بن حسنويه ، كه در اصحاب تو بسيارى چون او وجود دارند با تدبير خويش با مال خود ده بار حاجيان را به مكه روانه داشت . و در اين امر بنا باهتمام خويش بهره و نصيب خود را مقرر دار . سلطان محمود ، ابى محمد ناصى قاضى القضاة كشور را به پيش راند كه حاجيان را به مكه برد و سرپرستى كند و سى هزار دينار در اختيار او گذاشت كه به اعراب دهد و اين غير از هزينه صدقات بود . و در خراسان منادى براى حج ندا در انداخت و گروه