ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
359
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
نسبت به خود معترف و سپاس خداى بزرگ را داشت . از كارهاى اوست كه نامهاى به برادرش طغرلبيك بوسيلهء عبد الصمد قاضى سرخس فرستاد كه در آن به او ميگويد : آگاه شدم بلادى را كه گشودى و تصرف كردى ويران ساختى و اهالى آنها از آنجاها برفتهاند . و اين امر را در مخالفت امر خداى تعالى درباره بندگانش و آباديهايش پوشيده نتوان داشت و تو ميدانى در اين امر چه اندازه بدگوئيها و بيزارى رعيت بهمراه هست و تو ميدانى كه با بهمراه داشتن سى نفر مرد با سيصد نفر از دشمنان روبرو شديم . و با سيصد تن با سه هزار نفر آنها مقابله و بر دشمنان پيروزى يافتيم . و ديروز با شاه ملك پيكار كرديم و او را سپاهى انبوه و افزون بود و مقهور خود نموديم و كشورش را در خوارزم گرفتيم و از پيش روى ما به پانصد فرسنگ بدور از ما بگريخت و بر او پيروزى يافتيم و به بندش كشيديم و كشتيم و بر سرزمينهاى خراسان و طبرستان و سجستان چيرهگى يافتيم و پادشاهانى بتبوع شديم بعد از آنكه مردمى خرد و تابع بوديم . و نعمات خداوندى بر ما اقتضاء نميكند با چنان اعمال آنها را برابر گذاريم . طغرلبيك به عبد الصمد قاضى سرخس گفت : در پاسخ به او بگوى : برادر تو خراسان را كه سرزمينى آبادان بود بگرفتى و خرابهاش كردى و با استقرار در آنجا بر تو واجب است كه آبادانش سازى و من به سرزمينهائى وارد شدم كه پيش از من كسانى كه در آنها بودند ويران كرده از زير سم ستوران گذرانده بودند و نتوانستم در حالى كه دشمنان احاطهاش كردهاند آنجاها را آباد كنم . و ضرورت ايجاب مىكند كه سپاهيان بر راهها گماشته و سوق دهم و دفع زيانهاى وارده ميسر و ممكن نشده است . داود را مناقبى بسيار است و از اينكه مبادا سخن بدرازا كشد ، ذكر آنها ترك گفتيم .