ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
350
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
آمده ، مسبب آن وقايع او بوده و از اين رو اين بار او را نبخشيد . چون ابراهيم ينال كشته شد . طغرلبيك به هزارسب در اهواز نامه نوشت و او را از ماجرا آگاه كرد . عميد الملك كندرى آنجا بود و هزار سب او را چنان كه در خور شأن او بود مجهز كرده و نزد سلطان رفت . بيان بازگشت خليفه ببغداد همين كه سلطان طغرلبيك از كار برادرش ابراهيم ينال فراغ بال پيدا كرد به طلب عراق روى نهاد و هيچ امرى محل توجه او نبود جز اينكه القائم بامر اللّه را به خانهء خودش بازگرداند . به بساسيرى و قريش نامه نوشت كه خليفه را بخانهء خودش با شرط اينكه طغرلبيك خود وارد عراق نشود بازگردانند و خود قانع بدان شد كه خطبه باسم او خوانند و سكه بنامش بزنند . بساسيرى نپذيرفت . پس طغرلبيك رو به عراق رهسپار گرديد ، مقدمة الجيش او به قصر شيرين و خبر وصول آن به بغداد رسيد . خانواده بساسيرى و فرزندانش رو ( بجنوب عراق ) سرازير شدند . اهالى كرخ با زنان و فرزندان خويش از دجله و بر كول هم سوار گذشتند و بنو شيبان مردم را غارت كرده بسيارى از آنها را كشتند . بساسيرى و فرزندانش در ششم ذى قعده سال چهار صد و پنجاه وارد بغداد شده بودند و در ششم ذى قعده سال چهار صد و پنجاه و يك از بغداد بيرون رفتند . ساكنان و اهالى باب البصره عليه اهالى كرخ شورش كردند و كرخ را غارت نموده و درب الزعفران كه از بهترين و معمورترين دربها بود بسوزاندند . طغرلبيك به بغداد رسيد او از بين راه امام ابا بكر احمد بن محمد بن ايوب معروف به ابن فورك را نزد قريش بدران گسيل داشته و از وى سپاسگزارى كرده بود با رفتارى كه با خليفه كرده و دختر برادرش همسر خليفه را حفظ و مصون نگهداشته بود و او را آگاه ساخته كه ابا بكر بن فورك را براى خدمتگزارى به خليفه و احضار او و احضار ارسلان خاتون دختر برادرش و همسر خليفه نزد او روانه كرده است .