ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
345
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بلاد خود رفت . بساسيرى روز يكشنبه هشتم ذى قعده به بغداد رسيد ، با او چهار صد غلام در نهايت فقر و پريشانى همراه بودند . ابو الحسن بن عبد الرحيم الوزير همراه او بود . بساسيرى در شرعة الروايا و قريش بن بدران با دويست سوار در شرعه باب البصره فرود آمدند . عميد عراق سوار شد . سپاه و عوام مردم با او بودند . و در برابر سپاه بسياسيرى موضع گرفت و سپس برگشتند . بساسيرى در جامع المنصور بنام المستنصر باللّه علوى خطبه بخواند و امر كرد در اذان « حى على خير العمل » گفته شود و پل بست و سپاهش از روى آن گذشته در « الزاهر » چادرهاى خود برپا داشتند و روز جمعه ( هفتهء ) ورود خود در جامع رصافه بنام مصرى ( المستنصر باللّه ) خطبه خواند . و در اثناى هفته جنگهائى بين دو گروه رويداد . عميد عراق به رئيس الرؤساء مشورت داد شتابزدگى در كار روا ندارد و دست بدست كند و روزها بدرازا كشاند بانتظار اينكه از سلطان چه خبر مىشود . عميد مصلحت را چنان ميديد كه مشورت داده بود زيرا كه ميل عامه به بساسيرى بود از جانب شيعى مذهبان بسبب مذهب و از جانب سنيان بسبب آن كارها كه تركان با آنها كرده بودند . رئيس الرؤساء بسبب قلت معرفتش بامور جنگ و بنا به آنچه كه از بساسيرى بدل داشت ، مبادرت بجنگ را لازم ميدانست . اتفاق چنين افتاد كه يك روز قاضى همدانى نزد رئيس الرؤساء حضور پيدا كرد و اجازت خواست دربارهء جنگ با بساسيرى و قتل بساسيرى را تضمين نمود . رئيس الرؤساء بدون آگاهى عميد عراق بوى اجازه داد . قاضى همدانى بيرون شد و خدمتگزاران و هاشميون و مردم غير عرب و عوام الناس با او بيرون شده به « حلبه » رفتند . و بساسيرى به دور رفتند و آنها را بدنبال خود همى كشانيد . همين كه از موضع خودشان بدورشان ساخت ، به آنها حملهور شد ، شكست خورده منهزم و گروهى از آنها كشته شدند و گروهى از اعيان در زير دست و پاى ( فراريان ) درگذشتند . و باب الازج مورد غارت واقع شد . رئيس الرؤساء پشت در ايستاده بود . و وارد خانه شد و هر كس كه