ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
337
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
449 سال چهار صد و چهل و نه بيان بازگشت سلطان طغرلبيك ببغداد چون سلطان طغرلبيك موصل و توابع آن را به برادر خود ابراهيم ينال سپرد . به بغداد بازگشت و همين كه به « قفص » رسيد . رئيس الرؤساء به پيشواز بديدار او رفت و چون به « قفص » نزديك رسيد عميد الملك وزير سلطان با گروهى از امراء از وى استقبال كردند . رئيس الرؤساء به خدمت سلطان برسيد و درود خليفه را بوى رساند و خوددارى او را بازگو كرد و زمين ببوسيد . رئيس الرؤساء جامى كه در آن گوهرها و جامهء كه گشاده از پشت بود و خليفه بهمراه وى روانه داشته بود تقديم كرد و عمامه بر مخدهء او فرار داد و بسلطان مراسم خدمت انجام داد و زمين ببوسيد . سلطان طغرلبيك به بغداد وارد شد . و به هيچكس از همراهانش امكان فرود آمدن در منازل مردم نداد و ملاقات با خليفه را بخواست و به او اجازه ديدار داده شد . خليفه روز شنبه پنج روز باقيمانده از ذى قعدهء ببار عام نشست وجوه سپاهيان سلطان و اعيان بغداد حضور پيدا كردند . سلطان از راه آب حضور يافت و يارانش در زورقها پيرامونش بودند و چون از زورق خويش بيرون شد بر اسبى از اسبان خليفه سوار شده و نزد خليفه حضور پيدا كرد . خليفه بر سريرى بلندتر از زمين به مقدار هفت ذراع جلوس كرده و بُرد پيمبر صلى اللّه عليه و سلم بدوش افكنده بود و چوبدستى از خيزران بدست داشت . سلطان چون به حضور رسيد زمين ببوسيد و دست خليفه را بوسيد و او را بر كرسى نشاندند . و خليفه به رئيس الرؤساء گفت : به او بگو كه امير المؤمنين سعى تو را سپاس دارد . و كردارت را ميستايد . و خرسند و مأنوس به نزديكى با تو است . و آنچه را كه خداوند از شهر به ولايت او داده ، تو را بر آنها فرمانروا كرده است و رعايت بندگانش ( بندگان خدا را ) در عهدهء تو گذاشته و از