ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

323

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اسلامشان پسنديده بود براى او گرد آوردند و ابن ياسين آنان را به جهاد در راه خدا برانگيخت و تشويق كرد و آنان را « مرابطين » ناميد ، مخالفان عليه آنها گرد آمدند و لكن مرابطين ( كه ميتوانيم آنها را وابستگان هم بناميم ) با آنها جنگ نكردند بلكه ابن ياسين و ابو بكر بن عمر از مصلحين و از قبايل آنها عليه اشرار يارى خواستند و به استمالت آنها كوشيد و به خود نزديكشان كردند ، تا جائى كه دو هزار نفر از افراد تباهكار و اهل فساد را جذب نمودند و آنها را در نقطهء ترك كرد ، گرداگردشان خندق كشيد و حفظ كردند . پس از آن قومى را بعد از قوم ديگر بيرون آورده كشتند . در اين هنگام بود كه اكثر قبايل صحرانشين طاعت آنان را گردن نهادند و از آنها بترسيدند و شوكت « مرابطين » قوت گرفت . از سوى ديگر عبد اللّه بن ياسين سرگرم با مردانش بود . و گروهى گرد او جمع آمدند كه در محضر او فقه ميآموختند . همين كه او و ابو بكر بن عمر نسبت به جوهر جدالى استبداد روا داشتند و ديگر او را در حكم دخالتى نبود . دچار رشك و حسد شد و پنهانى بناى فساد در كار را گذاشت . از كارهاى او آگاهى حاصل شد و مجلسى تشكيل گرديد . و آنچه درباره‌اش گفته شده بود به ثبوت رسيد ، حكم به قتل او صادر شد زيرا كه بيعت را شكسته و عصيان ورزيده و خواسته با اهل حق جنگ كند . او را بعد از آنكه دو ركعت نماز گذارد و ابراز مسرت از كشته شدن خود بخاطر ديدار خداى بزرگ كرد . كشتند آنگاه تمام قبائل بر طاعت آنها اجتماع كردند و هر كس مخالفت آنها ميكرد او را مىكشتند . چون در سال چهار صد و پنجاه بلادشان دچار قحطى شد . ابن ياسين ضعفاى آنها را امر كرد به سوس براى گرفتن زكات بروند . نود مرد از آنها بيرون شدند و به سجلماسه وارد شده و طلب زكات كردند . مقدار با ارزشى برايشان جمع‌آورى شد و بازگشتند . پس از آن محيط صحراء بر آنها تنگنا گرديد ، خواستند اظهار كلمهء حق نمايند و خواستند از دريا گذشته به اندلس بروند و با كفار جهاد كنند و به قصد سوس اقصى بيرون شدند ، مردم سوس با آنها جنگيدند و مرابطون منهزم شده