ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
321
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
را بيرون راندند و بسيارى از آنها را كشتند و اين نو بيان ( منسوب به نوبه ) بسبب قتل تميم از كشتار بردگان پدرش موقعى كه ملك به او رسيد به او گرويدند . بيان آغاز دولت ملثمين ( نقابداران ) در اين سال ابتداى كار ملثمين ( نقابداران ) آغاز گرديد [ ( 1 ) ] و آنان قبائلى بودند منسوب به حمير و مشهورترينشان « متولذ » بود و از او بود امير المسلمين على بن يوسف بن تاشفين و قبائل مشهور ديگر ولمته بودند . نخستين حركت آنها از يمن در ايام ابى بكر صديق رضى اللّه عنه بود كه آنان را به شام روانه داشت و از آنجا بمصر نقل مكان كردند و با موسى بن نصير به مغرب ( شمال افريقا مقصود است ) داخل شدند و با طارق ( طارق بن زياد كه از تنگه غربى مديترانه عبور كرد و وارد اسپانيا شد و آن تنگه مشهور به جبل طارق گرديد . م . ) به طنجه رفتند . و در آنجا دوست داشتند كه جدا زندگانى كنند و وارد صحرا شده و تا اين زمان در صحرا متوطن بودند . همين كه اين سال فرا رسيد ، مردى از آنها بنام جوهر از قبيله جداله به قصد گزاردن حج عزيمت كرد . او مردى دوستدار دين و اهل آن بود ، در قيروان به فقيهى گذشت كه گروهى نزد او فقه ميآموختند و گفته شده كه او به ظن غالب ابو عمران نامى بوده است . جوهر بدرس او گوش فرا داد و از حال ايشان درشگفت شد . چون حج گذارد و بازگشت به آن فقيه گفت : ما در صحرا چيزى جز « شهادتين » و نمازگزاردن بعضى خواص نداريم . يكى را با من همراه كن كه شرايع اسلام به آنان بياموزاند . آن فقيه مردى بنام عبد اللّه بن ياسين كزولى را ، همراه او كرد . اين شخص فقيهى صالح و با شهامت بود و با جوهر برفت تا اينكه هر دوى آنها به قبيله لمتونه رسيدند جوهر از شتر خود به زير آمد و زمام شترى را كه عبد اللّه بن ياسين بر آن سوار بود محض تكريم و تعظيم شريعت اسلام بگرفت و به راه افتاد . مردم قبيله جوهر را پيشواز
--> [ ( 1 ) ] ( با ضم لام ) گردن و اطراف و چانه تا زير بينى را از پائين و از بالا سر را تا روى پيشانى ميپوشانده است . م .